الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

531

الغدير ( فارسى )

اين حديث اقرار نموده‌اند « 1 » و اصحاب شيخ گويند كه اين كتابها همه صحيح است و احاديثى كه به آن كتابها نسبت داده شود ، نمودار صحت آنهاست . با اين مطالب خواهيد دانست كه گفتار آن‌كس « 2 » كه در صحت اين حديث به جهت عدم ذكر آن در صحيح مسلم و صحيح بخارى طعن و قدح كرده است ، چه ارزشى خواهد داشت ؟ برعكس ، ديگرى را مىبينيم كه صحت حديث را تأييد مىكند و حسن بودن آن را مدلّل مىداند و اتفاق جمهور اهل سنت را بر آن نقل مىكند و مىگويد : چه بسا احاديث صحيحى كه مسلم و بخارى آنها را روايت نكرده‌اند . « 3 » اكنون مىگوييم : احاديث صحيحى كه مسلم و بخارى آنها را روايت نكرده‌اند ، به قدرى زياد است كه حاكم نيشابورى كتاب بزرگى كه از حيث حجم كمتر از صحيح مسلم و صحيح بخارى نيست ، در تدارك و جبران آنها تأليف كرده و با ذهبى در آنچه كه در الملخّص روايت كرده ، همداستان شده است و در فرهنگهاى رجال و منابع كتابشناسى آثار ديگرى را نيز خواهيد يافت كه در تدارك و جبران احاديث صحيحى كه در صحيح مسلم و صحيح بخارى ثبت نگشته ، تأليف شده است . همين حاكم نيشابورى گويد : بخارى و مسلم هيچگاه عنوان نكرده‌اند كه حديث صحيح منحصرا احاديثى است كه آن دو مورد بررسى و روايت قرار داده‌اند ، و گروهى از بدعت‌گذاران در روزگار ما به ظهور پيوسته‌اند كه راويان آثار را مورد شماتت قرار داده و گفته‌اند مجموعهء احاديثى كه در نزد شما صحيح تلقى شده ، به ده هزار حديث نمىرسد و اين همه اسنادهايى كه جمع‌آورى شده و مشتمل بر يكهزار مجلّد يا كمتر و بيشتر گرديده ، همگى غيرصحيح و ناپذيرفتنى است . البته ، گروهى از برجستگان اهل علم در اين شهر و غير آن از من خواستند كه كتابى

--> ( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 311 . ( 2 ) . قاضى عضد ايجى در المواقف و تفتازانى در شرح المقاصد چنين گفته‌اند . ( 3 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 304 .